مجموعه ای از لغات بسیار مصطلح تورکی در فارسی که بسیاری از تورکی بودن ان نا آگاهند.
بیشتر این لغات جز مهمترین لغات مورد استفاده در فارسی می باشند و این خود نشان دهنده تمدن قدیم تورک در این دیار میباشد.
تمامی لغات زیر از فرهنگ لغت عمید(دو جلدی) استخراج شده است.
*آبجی _ آباجی : مخفف آغاباجی که کلمه ترکیست به معنی خواهر
آقابی : شخص بزرگ و مالدار _ نام یکی از طوایف بزرگ ترکمن که در حدود بسر می برند
*آچار : کلید
آردل : فراش _ مأمور اجرا
آغا : کلمه احترام که با نام شخص بخصوص به نام زنان و خواجه سرایان ذکر می شود
*آقا:کلمه احترام مردان
آغاج: درخت
آغاجی _ آغجی : حاجب پرده دار در بار پادشاه _ در دوره مغول چنین شخصی را ترخان می گفتند
*آغل : جایی در کوه یا خانه که برای جا دادن گوسفند در شب درست کنند
*آغوش : نامی از نامهای غلامان و بندگان ترک
آق : سفید
*آقاسی بزرگ
آق ساقال: ریش سفید
اقشام:غروب
**آلاچیق:نوعی خیمه
اتا:پدر
*اتابک:اتابیگ،پدر بزرگ
**اتاق:
اتاقه:تاجی که از پرهای بعضی پرندگان درست می کنند
**اجاق:دیگدان
*اردک:مرغابی
*اردو:سپاه
*ارسلان:شیر
اصلان:شیر
*الاغ:پیک و قاصد و اسبی که قاصد بر ان سوار می شود
اودئیل:سال گاو سال دوم از سالهای دوازده گانه ترکی
اوشاق:پسر
ایاق:پا
ایبک:آیبک،ماه،معشوق
ایت ئیل:سال سگ سال یازدهم از سالهای دوازده گانه ترکی
ایز :ردپاو رد پی
ایل:طایفه
ئیلان ئیل:سال مار سال ششم از سالهای دوازده گانه ترکی
ایل بیگ:نایب رئیس ایل
ایلچی:سفیر
ایلخان:رئیس ایل
**بشقاب:ظرف چینی یا لعابی
**باتلاق:مرداب
بارس ئیل:سال پلنگ
*باسلق:نوعی شیرینی
باش:سر
بالابان:دهل
بایقوش:جغد
**بنجاق:قباله ملک
بیز :درفش
بیوک:بزرگ
پیچی ئیل :سال میمون
تاش:یار
*تپق:لکنت
ترلان:پرنده ای شکاری
تگین:امیر
توشقان ئیل:سال خرگوش سال چهارم
**تومان:ده هزار
*جار:فریاد
*جارچی:جارزننده
*چاپار:پیک،نامه بر
*چارغ:نوعی کفش
*چاوش:پیش رو لشگر
**چپاول:غارت
**چریک:سربازان داوطلب
**چماق:چوب دستی
**خاتون:کدبانو
**خان :رئیس
**خان بالیق:نام قدیم شهر پکن
*داروغه:بزرگتر و مباشر
داغ:کوه
دیشلمه:چای تلخ
*ساچمه:گلوله
**سورتمه:وسیله نقلیه
سورچی:راننده درشکه
**سوغات:ره اورد
سیچقان ئیل:سال موش
*طغرل:نوعی پرنده شکاری
*غدغن:قدغن،تاکیدو نهی
**قابلمه:ظرف بزرگ فلزی
*قاپو:دروازه
قاجار:تندرونده
قاچ:یک قسمت
*قاچاق:تردستی
قاش:بر آمدگی جلو زین
**قاشق:آلتی چوبی که با ان غذا می خورند
قاچاقچی:کسی که اشیا قاچاق خرید و فروش می کند
*قالپاق:کلاه پوستی
قالی:فرش بزرگ
**قایق:کشتی کوچک
*قبراق:چابک
قروالخانه:پاسدارخانه
*قرق:منع و بازداشت
*قرقی:پرنده شکاری
*قرقاول:خروس صحرایی
*قرمه:گوشت ریز کرده
*قنداق:قسمت ته تفنگ
قره:سیاه
*قزل:سرخ
*قزل باش:سرخ سر
*قشلاق:گرمسیر
*قشون:سپاه
قالتاق:چوب بندی زین اسب
قلچاق:ساعد بند
*قلچماق:مرد پر زور
*قلدر:مرد پر زور
قیچاچی:خیاط
یاسا:رسم و ائین
یراق:اسلحه
یتاق:کشیش نگهبان
*یورش:هجوم
**ییلاق:سرد سیر
azeronline


0 Comments:
Post a Comment
<< Home