درود.
سرانجام فرهنگسرای سوم نیز یک کار سودمند بیرون داد.
بهادر [bahādur l bahādor ] دلیر، دلاور، شجاع (معین): غرش توپ آوازهی مرگ را به گوش هوش پردلان میرسانید و نفیر ضربزن لرزه بر اندام بهادران میانداخت (عالمآرا 120/1).
احتمالاً مأخوذ است از ترکی کهن:bayatur* ؛ اشتقاق لغت یادشدهی ترکی دقیقاً معلوم نیست؛ احتمالاً از اصلی ایرانی گرفته شده است؛ برای آگاهی از آرای محققان دربارهی اشتقاق این لغت، نک. Doerfer TMEN II 366-377 ؛ قس سنکسریت: bāhādura- (عنوانی است برای امیرزادگان مسلمان) آسی (ایرونی): bæğatyr (دیگوری): bæğatær "شجاع، پهلوان" هندی: bahādur (< انگلیسی: bahawdur) لیتوانیایی: bagoty͂rius "حاکم، پادشاه" مجاری: bátor "دلاور، شجاع" روسی: bogatýr "پهلوان، دلاور" (> ترکی کهن) (mayrhofer KEWA II 438) عربی: بهادُر (> فارسی). Mayrhofer KEWA II 428, Fleischer Iranica III 436f, Abaev IEO I 245f.درود
دور نمي نمايد كه بهادر ريشه در پارسي داشته باشد.شايد بد نباشد كه بدانيد نام پايتخت كنوني مغولستان«اولان باتور» به معناي پهلوان سرخ است.باتور همان بهادر در زبان كنوني مغولي مي باشد.حتا واژهء اولان هم مي تواند از آل و آلا در پارسي به معناي سرخ وام گرفته شده باشد.چنانچه مهر خانهاي مغول نيز آل طمغا ناميده مي شده است.


0 Comments:
Post a Comment
<< Home